ه. هند

سنّت حساب و جبر هندي را نارايانا دنبال كرد كه در حدود 1356 مي‌زيست‌. وي معلومات‌ خود را بيشتر از بهاسكره اخذ كرده بود و بي‌آن‌كه در آن معلومات تغييري اساسي بدهد، آنها را به‌ رياضي‌دانان هندي سده‌ٴ شانزدهم انتقال داد.

و. چين

در اواسط اين قرن‌، عصر زرين رياضيات چيني سپري شده بود و كاري كه در نيمه‌ٴ دوم قرن‌، انجام‌ گرفت نسبتاً بي‌اهميت بود.
تينگ چو مجموعه‌اي از مسئله‌هاي حساب را بدون قواعد و نظم انتشار داد. حل برخي‌ معادلات همگرا به يِن كونگ منسوب است‌، كه در چين تازگي نداشت‌، چون اين قبيل معادلات‌ را رياضي‌دانان چيني از مدت‌ها قبل‌، مورد بررسي قرار داده بودند (مثلاًاز سده‌ٴ سوم‌).
پايان سلسله‌ٴ يوآن نه‌تنها در زمينه‌ٴ سياسي‌، بلكه در عرصه‌ٴ فرهنگي هم دوران اغتشاش‌ عظيمي بود. اين اغتشاش در زمينه‌ٴ رياضي آشكار است و هرقدر معلومات بهتري در زمينه‌ٴ مبارزه‌ٴ ميان روش‌هاي مغولي (تاحدي اسلامي‌) و چيني به‌دست مي‌آوريم‌، بيش از پيش‌ هويدا مي‌شود. اين مبارزه طبعاً بر جنگ ميان سلسله‌هاي يوان و مينگ تأكيد داشت‌، ولي‌ خيلي كهنه‌تر بود.
مقارن سال 1370 دو تقويم استخراج شد، يكي كاملاً چيني توسط ليو چي منجم و ديگري‌ اسلامي‌1 از چنگ آ ـ لي رياضي‌دان اويغور.
درمورد تاريخ سوان پئان يا چتكه‌ٴ چيني‌، ¿ يادداشت مربوط به تئائو تسونگ ـ ئي‌. عجيب‌ است كه چينيان به‌جاي اين‌كه بخواهند ابداعات خود را كهنه‌تر قلمداد كنند، درمورد پيدايش‌ چتكه تاريخ جديدتري را عرضه مي‌كنند. اين نظريه چنان نامقبول است كه بايد ناشي از يك‌ سوءتفاهم بوده باشد؛ هم‌چنين احتمال دارد چتكه‌، از آن‌جا كه بخشي از دانش توده بوده‌، بي‌اهميت شمرده مي‌شده و رياضي‌دانان چيني عمداً بدان توجهي نكرده‌اند. صنايع دستي غالباً قرن‌ها، در جايي ثبت نمي‌شود.
منجمان چين رصدكنندگان دقيق و پرحوصله بودند و صرف‌نظر از فهرست ستارگان‌، رشته‌هاي متوالي و مفصلي از رصدهاي مربوط به گرفت‌ها، ستارگان دنباله‌دار، كلف (لكه‌)هاي‌ خورشيدي‌، شخانه‌ها و سنگ‌هاي آسماني را بدانان مديونيم‌.


1. واژه‌ٴ اسلامي در اين‌جا داراي مفهوم ديني نيست‌. بلكه اشاره به فرهنگ و به‌ويژه رياضيات دارد و نه دين يا زبان‌. نامحتمل است كه شخصي چون چنگ‌ آـ لي عربي مي‌دانسته‌؛ زبان او چيني‌، مغولي و شايد تركي بوده است‌.